زدودن زنگار

علامه طباطبایی در این زمینه می‌فرماید: «التزکّی هو التطهیر و المراد به التطهیر من الواث التعلقات الدنیویه الصارفه عن الاخره [3]، تزکّی یعنی: پاکیزگی و وارستگی از آلودگی علائق دنیوی که انسان را از آخرت و حیات اصلی، باز می‌دارد

قرآن مجید پس از یازده سوگند می‌فرماید: «سوگند به همه این‌ها که هر کس نفس خود را تزکیه کند، رستگار است و هر کس نفس خود را آلوده ساخت، (از لطف خدا ) محروم گشت.[4]

قرآن مجید هدف پیامبران را تزکیه و پرورش نفوس ذکر کرده است.[5] این موضوع به صورت عناوین دیگر مانند تهذیب نفس یا خودسازی در کلمات بزرگان به چشم می‌خورد. به طور کلی در یک کلمه می‌توان تزکیه را پالایش نفس از رذایل اخلاقی و اتصاف به فضائل اخلاقی دانست.

برای رسیدن به تزکیه راه‌هایی را باید گذراند:

1- تهذیب نفس از بدی‌ها یعنی تصفیه دل از اخلاق زشت و اجتناب از گناه، این عمل را تصفیه و تخلیه هم می‌نامند.

2- پرورش و تکمیل نفس به‌ وسیله تحصیل علوم و معارف حقه و فضائل و مکارم اخلاق و انجام عمل صالح. این عمل را تحلیه هم می‌گویند، یعنی پرورش و تکمیل و آرایش دادن.[6]

3- مشارطه: در اول روز انسان با خود شرط کند که امروز بر خلاف امر الهی رفتار نکند.

4- مراقبه: انسان در طول روز مراقب اعمال خود باشد. این مرحله از حساس‌ترین مراتب سیر و سلوک به‌شمار می‌رود، قرآن مجید برای این نکته  تاکید دارد که خداوند بر احوال و اعمال شما نظارت دارد: « إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا »؛ [نساء، 1]،خداوند بر شما مراقبت دارد.

کسی که از آیه فوق درس گرفته باشد، همواره خدا را ناظر بر کارهای خود می‌داندو از غفلت و گناه اجتناب می‌ورزد.

5- محاسبه: برای تزکیه نفس لازم است از اعمال روزانه حسابرسی به عمل آید. امام علی علیه السلام می‌فرمایند: هر کس نفس خود را به حساب بکشد، بر عیوبش واقف می‌گردد و به گناهانش پی می‌برد، پس از گناهانش توبه می‌کند و عیوبش را اصلاح می‌نماید.[7]

6- معاتبه(مواخذه و مجازات): پس از محاسبه لازم است نفس به خاطر عمل زشتی که انجام داده، تنبیه و مجازات شود تا از تکرار آن جلوگیری گردد. امام علی علیه السلام می‌فرمایند: «هر کس نفس خود را بر عیب‌ها و گناهان توبیخ کند، از ازدیاد گناه اجتناب خواهد کرد.»[8]

اولیای الهی به منظور تنبیه و تأدیب خویش، تکالیف و انجام اموری را بر خود الزام می‌کردند، از قبیل شب زنده داری، گرسنگی، روزه داری، کم گویی، اطعام و غیره،

در حالات مرحوم آیت الله بروجردی نقل شده که ایشان هرگاه نسبت به طلاب پرخاش می‌کردند علاوه بر اینکه از آن شخص عذرخواهی می‌نمودند، نذر داشتند برای جبران این عمل، فردای آن روز را روزه بگیرند.[9]

پی‌نوشت:

[1].علامه حسن زاده آملی

[2]. تفسیر نمونه، ج27، ص47

[3].المیزان، ج20، ص393

[4]. شمس،9و 10

[5].آل عمران، 164

[6].ابراهیم امینی، خودسازی، ص46-47

[7].غررالحکم، ج5، ص399

[8].همان

[9]. مهدوی کنی، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، ص375

برای اطلاعات بیشتر، ر.ک. پرسش‌های جوانان، ص137

/ 1 نظر / 4 بازدید
محمدحسین

مرد فقیرى بود که همسرش کَره درست میکرد و آنها را به صورت قالب های یک کیلویى مى ساخت و مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کَره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کَره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کَره نمى خرم، تو کَره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر ازشما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم!