شمیم یاس
منو وبلاگ
نويسندگان
دوستان من

 

 

 

هنوز نفسهای آتشین وی در هوا طنین انداز است؛
هنوز خطبه های رسا و عقده گشایش به گوش می رسد؛
بعد از آن همه رنج و اندوه که از جفای نامردان روزگار، متحمل شده بود، حال او بود و بیان ناگفته ها!اما بعد از مصائب، بعد از آن همه رنجش، اولین کلامی که زبان آن را به دوش کشید و اولین شکایتش به جباران چه بود؟
آیا از پیمان شکنی کوفیان گلایه نمود؟ نه ...
آیا از پیکار نابرابر ستمگران گلایه نمود؟ نه ...
آیا از تشنه کامی ها گلایه نمود؟ نه ... 
آیا از به آتش کشیدن خیمه ها گلایه نمود؟ نه ... 
آیا از تاخ و تاز سم ستوران بر روی پیکر های پاک بی کفن گلایه نمود؟ نه ...
آیا از سرهای بریده گلایه نمود؟ نه ... 
آیا از به نیزه نشستن سرها گلایه نمود؟ نه ...
آیا از اسیری زنان و کودکان بی سرپناه گلایه نمود؟ نه ...

اول کلام مبارکش، کلام حقّ بود. اولین شکایتش از یزید و یزیدیان، به تماشا گذاشتن زنان و کودکان در مقابل دیدگان بیگانه و پاره شدن حریم حجاب در برابر مردان نامحرم بود.آری! او حتی در اوج درد و شکنجه و غصه هم، خدا را می دید و این همه را چیزی جز جمال و زیبایی نمی دید.ای کاش! من و تو نیز ای خواهر مسلمانم! بتوانیم زینب وار زندگی بگذرانیم و برای پاکی و حجابمان ارزشی زینبی قائل شویم ... 



برچسب‌ها: حجاب, حضرت زینب, کربلا, امام حسین
| ۱۳٩٢/۸/۱٩ | | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
درباره وب


قلب من قالی خداست/ تاروپودش از پر فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب/ برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من/ از تلاش آفتاب

سایر امکانات