شمیم یاس
منو وبلاگ
نويسندگان
دوستان من

زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت


بانویمان به وسعت دنیا دلش گرفت


حسی غریب در دل او جا گرفت بود


آهی کشید و بعد همانجا دلش گرفت


انگار مادر اندکی ناله می کند


زینب گریست حضرت زهرا دلش گرفت


از ناقه روی دست عمویش پیاده شد


هرکودکی که از تب صحرا دلش گرفت


با اینکه دور ناقۀ عمه محارمند


اما میان حلقۀ آنها دلش گرفت


زانو رکاب کرد ابالفضل پیش او


با بوسۀ ابروی سقا دلش گرفت


بغضی شکست آه دلی سوخت در حرم


زینب رسید کرب وبلا خاک بر سرم


برچسب‌ها: کربلا, زینب, امام حسین
| ۱۳٩٢/۸/۱٥ | | ۸:٢٥ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
درباره وب


قلب من قالی خداست/ تاروپودش از پر فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب/ برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من/ از تلاش آفتاب

سایر امکانات