شمیم یاس
منو وبلاگ
نويسندگان
دوستان من
از دســتِ فراقـت گلـــه دارم،گلــه دارم
هــرروزهمیــــن مسألــه دارم گلـه دارم
جا مانـده تریـن لالــــه ی بـاغ ِشهدایـم
دل تنگــی ِ صـد قافلـه دارم ، گلـه دارم
مــن داغ ِ بـــرادر بـه جگـر دارم و سوزم
زیـن غـم کـه از او فـاصلـه دارم،گله دارم
بـی کرببـــلا هیــــچ دم آرام نگیـــــــــرم
آقــا گله کـم حوصــله دارم ، گلـه دارم
یـک نامـه نشد تــا کـه بـرایت بنـویسم
صـــد ها ورق ِ باطلــــه دارم،گلـه دارم

برچسب‌ها: صاحب الزمان, یبن الحسن
| ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ | | ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |


بى حیایى جوانان در اثر ترویج مظاهر فساد به نفع هیچ کـس نـیـست. اگر شخص حیا نداشته باشد خود را به هر مهلکه ای می اندازد با بی حیایی دروغ می گوید حق دیگران را می خورد و برایش مهم نیست چرا که در اثر بی حیایی دین و ایمانی برایش نمانده است. 
امام على (علیه السلام) مى فرماید: اعقل الناس احیاءهم (۱) ؛ خردمندترین مردم با حیاترین آن ها است .
حیا زیباترین پوششى است که خداوند به بنده اش عطا فرموده است و هر انسانى که فـطـرت او دسـت نخورده باشد، بى گمان شرم و حیا را در وجود خود احساس مى کند. حیا ریشه همه زیبایى ها و کمالات و خوبى ها است.

همراهان گرانمایه جهت مطالعه این نوشتار به ادامه مطلب رجوع فرمایید.



برچسب‌ها: حیا, عفاف

ادامه مطلب
| ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ | | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |


در زندگی

سه چیز باز نمیگردد:

زمان، کلمات و موقعیتها.


سه چیز نباید از دست برود:

آرامش، امید و صداقت.


سه چیز قطعی نیست:

رؤیاها، موفقیت و شانس.


سه چیز در زندگی انسان را خراب می کند: 

غصه، غرور، عصبانیت


سه چیز انسانها را می سازد: 

کار سخت، صمیمیت، تعهد


به سه چیز هرگز تکیه نکن: 

غرور، دروغ، عشق

خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است: 

تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا


تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است: 

حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا


و سه چیز از با ارزش ترینهاست:

عشق، اعتماد به نفس و دوستان واقعی.


برچسب‌ها: زندگی, خوشبختی
| ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ | | ۳:٤٥ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |

 سیمای پر فروغ تو ای کعبه ی عفاف!

                                                  آیینه ی تمام نمای محمد(ص) است

ای دخت مصطفی(ص)

                                                الگوی عفتی و نشان فضیلتی

مریم به پاکدامنی ات رشک می برد

                                                زیبنده هست جامه ی ایمان به قامتت

در سینه ی تو دسته گلی از حیا ,عیان

                                               در گردن تو رشته ی عفت نهاده اند

                    در چهره ات حیای محمد (ص) نهفته است

                   در گفته ات کلام پدر هست جلوه گر- ای مادر پدر

یا فاطمه زهرا (روز زن مبارک)


برچسب‌ها: عفاف
| ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ | | ٧:۱٧ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
          نایت اسکین

 حجاب میتواند به زن این امکان را بدهد که به عنوان یک انسان فعّال با سایر نظامهای اجتماعی همچون فرهنگ, سیاست, اقتصاد و ... رابطهای حسنه برقرار کند, زیرا حجاب تمامی خصوصیات یک نظام فرهنگی را دارا بوده و فرد را برای ارتباط این نظام با نظامهای دیگر آماده میسازد. حجاب بر بعد معنوی انسان تکیه دارد و سعی میکند او را به عنوان موجودی فرهنگی که از مهمترین خصوصیاتش برقراری ارتباط منطقی با دیگران است, مطرح سازد.

حجاب به علت آن که خصلتی نمادین دارد؛ میتواند جریان ارتباط و فعالیت دو قشر مرد و زن را در جامعه تنظیم کرده و به این سبب عناصر مثبت نظام فرهنگی را فعال و غنی ساخته, و زمینه ی تفوّق رفتار فرهنگی را بر رفتار اقتصادی و مادی فراهم آورد.

هر جامعه ای دارای منابع درونی گوناگونی است. برخی از این منابع مادی و برخی دیگر معنوی است. حجاب به سبب ذخیره کردن منبع معنوی در خود, یکی از قدرتهای درونی جامعه محسوب میگردد. بدین ترتیب میتوان گفت که حجاب قدرت و نفوذ فرهنگی زن، یا بهتر است گفته شود انسان ، را به نمایش میگذارد, و توانایی جلب نظر هواداران انسانیت را فراهم میآورد. حجاب اسلامی نه تنها منبع قدرتی شگرف برای زن مسلمان است, بلکه موجبات افزایش نفوذ قدرت و شخصیت فرهنگی او را در جامعه ایجاد مینماید تا جایی که به علت گستردگی اجرای این حکم و تقوای رفتاری او, این قدرت مشروعیت یافته و میتواند به اقتدار منجر گردد.

اما تنها تلاش و فعالیت زن مسلمان جهت به ثمر رساندن اهداف او کافی نیست؛ بلکه باید نظامی حمایتی, زن را در این اهداف معنوی پشتیبانی کند. زن باید خود را در نظامی یکپارچه که زمین و زمان را فراگرفته و به وسیله ی قادری هدایتگر اداره میشود, بیابد تا به وسیله ی درک این حمایت, قدرت را در خود حس کرده و انگیزه ی مبارزه با ظلم و محرومیت در او ایجاد شود.



برچسب‌ها: نقش حجاب, جامعه اسلامی
| ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ | | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ | | شمیم یاس |

1_5eb542a6be.gif

1. برترین ارجمندی و شرف ، کمال و ادب است .

2. خوی خوش از میوه های بوستان خرد است .

3. خردمندترین شما آن کسی است که فرمان خدا را بهتر می برد .

4. برترین نعمت ها ، خرد است .

5. اندیشه و رأی مرد به اندازه تجربه اوست .

6. خوش اخلاقی  نیمی از دین است .

7. ریشه ی نادانی ، با مردم دشمنی کردن است .

8. بردبار، آقای دنیا و آخرت باشد .

9. ریشه ی تمام ناپاکی ها ، رشک بردن است .

10. جواب نامه ، مانند جواب سلام ، واجب است .


 خوی خوش از میوه های بوستان خرد است.

 

11. خشنودی پروردگار  در خشنودی پدر است و رنجش خدا در آزردگی پدر .

12. نگهداری زبان و بخشش و احسان ، بالاترین صفات ستوده انسانی است .

13. سفر کنید تا تندرستی  و روزی یابید .

14. سخاوتمندِ نادان نزد خدا محبوب تر از دانشمندِ بخیل است .

15. برترین شرف ، آزار نکردن مردم و درباره آنان نیکی نمودن است .

16. نزدیکترین نزدیک ها ، نزدیکی دلهاست .

17. فرمانبرداری پدر ، طاعت خداست و نافرمانی او نافرمانی خداست .

18. حرص  ، حکمت را از دل های دانشمندان می برد.

19. برکت زندگی در کردار نیک است .

20. ستم ، تاریکی روز قیامت است .


برچسب‌ها: ارجمندی, شرف, خوی خوش
| ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ | | ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |

بر حجـــابت آفرین اے دختــــر ایران زمیــــن

چون تجلـــے میکند از چادرت نــــور یقین

این حجاب تو نشـــان غیرت و شخصیــــت است

هر که باشد با حجـــاب در دو جهان با عــــزت است

شــاعر: بهلول حبیبے زنجانے

حجاب نور است hijab is


برچسب‌ها: دختر ایران زمین
| ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ | | ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ | | شمیم یاس |

ای شنیــدم که شبی بر سر مد                    دختــری بـــا پـــدرش بود به جنگ

پـدر از روی نصیحـت مـی‌گفت                       کـــه مـکـن پیـــروی از راه فرنــگ

مــرو از خــانـه بـرون بـی‌چادر                        بـرتــن خویـش مــکن دامــن تنگ

ای بسا گـرگ که در جامه میش                        بهـــر صیــد تــو نـــوازد آهنـــگ

نکننــد ایــن دغــلان از دغلی                         بهــر اغفـــال تــو یـک لحظه درنگ

دختــر از روی تعــرض گفتش                        آنچــه تــو گویـی بـود جمله جفنگ

  بـا خــاموش دگـر یــاوه مــگو                     کــه تــو پیـــری و بــری از فرهنگ

مــدتی شــد سپری زن جریان                     تا که یک شب پسری گوش به زنگ

بــا سخنـهای زیبنـدة عشــق                          بــا بیــانــات دل انگیــز و قشنـگ

همچو آهو به سخن رامش کرد                      از ره حیلــه چـــو روبـــاه زرنـــگ

گــوهر عفـت او را زد و بــرد                          کـــرد دامـــان وی آلــوده بـه ننگ

همچنانی که به خود می‌بالیـد                        زیرلـــب زمـــزمــه کـرد این آهنگ

صید با پای خود افتاد بـه دام                         مــرغ با میــل خــود افتـاد به چنگ

 


برچسب‌ها: برباد رفته, دام, گوهر عفت
| ۱۳٩٠/۱٠/۸ | | ۳:٥٧ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |

                           

        «اللهم انی اسئلک الهدی والتقی والعفاف والغنی والعمل بما تحب وترضی»    

درود بر زنان محجبه و عفیفه که در اثر شناخت گوهر وجود خویش در برابر حکم الهی تسلیم شدند و با حجاب و پوشش اسلامی و رفتار های عفیفانه خود درس محبت و عطوفت و عفت و وقار و انسانیت به جامعه می اموزند.

اینها به حق احیا گران انسانیت اند که مشمول آیه ( ومن احیا ها فکانما احیا الناس جمیعا ) میشوند

  و احیا گری آنها به منزله احیا وزنده کردن جامعه بشری است ، لذا از عظمت و منزلت نزد پروردگار عالم و اهل حق برخوردارند


برچسب‌ها: زنان, محجبه, عفاف
| ۱۳٩٠/۱٠/۸ | | ۳:٢٠ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
عصیان خلایق ار چه صحرا صحراست

در پیش عنـایـت تــو یک برگ گیاست


هر چند گناه ما ست کشتی کشتی

غم نیست که رحمت تو دریا دریاست

برچسب‌ها: رحمت, الهی
| ۱۳٩٠/۱٠/٦ | | ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
بگذارید و بگذرید

ببینید و دل مبندید

چشم بیاندازید و دل مبازید

که دیر یا زود 

باید گذاشت و گذشت .

(امام علی علیه السلام)

برچسب‌ها:
| ۱۳٩٠/۱٠/٦ | | ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
ما به جمال مه مان دلخوشیم

بوی علی از نفسش می چشیم

با مه خود مشق ولا می کنیم

امر کند سر به فدا می کنیم

سید ما عامل امر علی ست 

نور علی از رخ او منجلی ست

کوفه برای دل ما محو شد 

در "نه دی" حادثه ها لغو شد

ما به علی دست وفا داده ایم 

گوش به فرمان خدا داده ایم

برچسب‌ها: 9دی, لبیک
| ۱۳٩٠/۱٠/٤ | | ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
خبرآمد که زمعشوق خبر می آید
ره گشایید که یارم ز سفر می آید

کاش می شد که ببافند کمی مویم را
آب و آیینه بیارید پدر می آید

جگرت بودم و درد تو گرفتارم کرد
غالبا درد به دنبال جگر می آید

راستی گم شده سنجاق سرم، پیش تو نیست!
سر که آشفته شود حوصله سر می آید

هست پیراهنی از غارت آن شب به تنم
نیم عمامه از آن بهر تو در می آید

راستی!هیچ خبر دار شدی تب کردم؟
راستی! لاغری من به نظر می آید؟

راستی!هست به یادت دم چادر گفتی
دختر من!به تو چادر چقدر می آید

برچسب‌ها: رقیه خاتون, بنت الحسین
| ۱۳٩٠/۱٠/٤ | | ٥:۱٠ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |

قبل از هر چیز باید بدانیم که حجاب، منحصر در چادر و حتی مانتو نیست، بلکه هر لباسی که تمام بدن غیر صورت و دست‏ها تا مچ را بپوشاند و تحریک کننده نباشد، کافی است.
باید توجه داشت حجاب دارای مراتب متوسط، خوب و خوب تر است و چادر حجاب برتر بانوان محسوب می‏شود. 
برتری حجاب چادر را با توجه به فلسفه حجاب، بهتر می‏شود باور کرد. 
حجاب حداقل دو فلسفه اساسی دارد:
1 - مصونیت زن در برابر طمع ورزی‏های هوس بازان؛
2 - پیشگیری از تحریکات شهوانی خارج از هنجارهای الهی و تأمین سلامت و بهداشت معنوی خانواده و جامعه.
حجاب با چنین نقش و کارکرد مهم و اساسی، پیامی قاطع و کوبنده دارد و در برابر همه مردان اجنبی، نوعی هشدار و اعلام "دور باش" است. 
بدن زن هر اندازه پوشیده تر باشد، از دیدگان نظاره گر و آلوده محفوظ تر است. در روایات آمده:با حجاب از "تیرهای زهرآلود شیطان" در امان می‏باشد. حجاب برتر همانند کمانی است که تیر شیطان از آن کمانه می‏کند و به هدف نمی‏رسد و در نهایت سلامت جامعه و خانواده حفظ خواهد شد. هر اندازه بدن زن برهنه تر باشد، نیرهای شیطانی را بیشتر متوجه خود ساخته و آسیب خواهد دید. بدون شک لباس‏های نازک و تنگ و بدن نما فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏های هرزه و آلوده است. شکی نیست حتی برخی از رنگ‏ها، دیده‏هارا خیره می‏سازد و برخی دیگر دیدگان هرزه را برمی‏تابد. به نظر شما کدام یک از دو روش حجاب برتر است، تا سلامت جامعه و کانون گرم خانواده را حفظ نماید؟
با این گفتار کوتاه مشخص گردید آنچه که می‏تواند وقار، حیا و متانت زنان را در جامعه حفظ کند، قطعاً چادر یا همان حجاب برتر است. 
البته مقصودمان از چادر، چیزی است که به بهترین نحو بدن را می‏پوشاند. شاید کسی چادر داشته باشد، اما از نظر حجاب از کسی که چادر ندارد، وضعیت بدتری داشته باشد.
برخلاف باوری برخی غرض ورزان، حجاب برای زن مصونیت است، نه محدودیت؛ و زن در چادر همچون دُّر گران‏بها در صدف متانت می‏ماند.


برچسب‌ها: چادر, حجاب برتر
| ۱۳٩٠/۱٠/۳ | | ۸:٥٦ ‎ق.ظ | | شمیم یاس |
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

چون زلف تو سرگرم پریشـانی خویشم


در بـَـزم ِ وصــال تو نگویم ز کم و بیش

چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم


لب باز نکردم به خروشی و فغـانی

من مَحرم ِ راز دل طوفانی خویشم


یک چنـد پشیمان شدم از رنـدی و مستی

عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم


از شوق ِ شکرخند لبش، جان نسپردم 

شرمنده ی جانان ز گران جانی خویشم


بشکسته‌تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم


هر چند «امین» ، بسته ی دنیا نیَم اما

دلبسته ی یــاران ِ خراسـانی ِ خویشم ...



برچسب‌ها: مقام معظم رهبری, امام خامنه ای
| ۱۳٩٠/۱٠/٢ | | ٤:۳۱ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است که در حق تو کرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،

روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .

به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .

یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند ،

سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .

اما ...

ای آقا ! ای کریم ! ای سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .

آن کالای اندک را هم نداریم .

اما... نه ،

کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده ایم .

دل شکسته داریم

و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم .

ناامیدیم و به امید آمده ایم .

افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .

سفارش نامه ای هم داریم .

پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .

یا صاحب الزمان !

به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .

تو از یوسف بخشنده تری .

به فریادمان برس ، درمانده ایم .

ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !

یعقوب وار ، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداریم .

در دوران پر درد هجران ، اشک می ریزیم و می گوییم :

تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم .

تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم .

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم .

سخت است بر ما ، که از دوری تو ، روز و شب اشک بریزیم .

سخت است بر ما ، که مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، که دوستان ، یاد ترا کوچک شمارند .

یا بقّیةالله !

خسته ایم و افسرده ،

نالانیم و پژمرده ،

گریه امانمان را بریده است .

غم دوری ، دیوانه مان کرده است .

اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم :

کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .

تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم

کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟

تا من او را در گریه یاری دهم

مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .

و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .

و ای کاش نسیمی از کوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است

کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟

شکست و سرافکندگی ، خوار و بی مقدارمان کرده است .

کی می شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟

و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده ای .

کی می شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده ای ؟

و ببینیم پشت سرکشان را شکسته ای .

کی می شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده ای ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشیم ،

شکرگزار و سپاسگو نجوا می کنیم :

الحمدلله رب العالمین .


برچسب‌ها: یا صاحب الزمان, مهدی جان
| ۱۳٩٠/۱٠/٢ | | ۳:٤٩ ‎ب.ظ | | شمیم یاس |
درباره وب


قلب من قالی خداست/ تاروپودش از پر فرشته هاست/ پهن کرده او دل مرا در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب/ برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من/ از تلاش آفتاب

سایر امکانات